حبس در ادبیات فقهی//پایان نامه جایگزینهای  کیفر حبس
– حبس در ادبیات فقهی[1]
در ادبیات کیفری به زبان فارسی  دولفظ زندان و حبس برای نشان دادن مفهوم مجازات سالب آزادی به عنوان مجازات بیش از همه مرسوم است. در ادبیات کیفری، علاوه بر این دو واژه گاهی اوقات نیز از لفظ سجن و ندامتگاه استفاده می شود، . زندان یا ندامتگاه در زبان فارسی اسم محلی است که محکومین به مجازات سا لب آزادی در آن نگهداری می­شوند و مسامحتا به محل نگهداری هر دودسته محکومین و متهمین هم گفته می شود و شاید ازاین جهت که زندانی در زندان از کرده خود نادم و پشیمان می شود به این محل ندامتگاه نیز گفته اند.

لفظ حبس نیز در فارسی به هر دو معنای مصدری یعنی کیفر سالب آزادی و محل نگهداری محکوم به چنین کیفری یعنی معادل زندان به کار می­رود ولی در عربی به زندان محبس گفته می شود گرچه کاربرد واژه «حبس» بجای «محبس» در عربی نیز معمول است. واژه سجن در هردو زبان عربی و فارسی به معنای زندان یعنی محل اعمال کیفر سا لب آزادی است. دو لفظ حبس و سجن که در اصل عربی هستند در قرآن نیز به کار رفته اند. مثلا لفظ مسنوجین در سوره 26(شعرا) آیه 29 به کار رفته جایی که فرعون به حضرت موسی می

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

گوید: « اگر خدایی غیر از مرا بپرستی ترا زندانی می کنم- «لا جعلنک من المسنوجین» مشتقات دیگر سجن در آیات متعدد سوره یوسف (12) به کرات به کار رفته است. از جمله آیات 25-32-33-35-36-39-41-42-100، لفظ حبس دو بار در قرآن بکار رفته یکی در سوره یازده آیه 8 جایی که خداوند می فرماید«اگر ما  مجازات  آنها را به تاخیر بیاندازیم می پرسند که چه چیز آن را متوقف کرده است- مایحسبه». مورد دیگر آیه 106 از سوره 5 است که در مورد جواز نگهداری کردن شاهد وصیت تا زمان ادای شهادت است.

بنابراین صرف نظر از اینکه آیات مزبور در مورد مشروعیت یا عدم مشروعیت حبس به عنوان کیفر از منظر قرآن کریم قابل استناد نیستند، از معانی هر لفظی که افاده مفهوم زندان به عنوان مجازات نماید چیزی جز سلب آزادی یا محدود کردن رفت و آمد فرد نمی توان استخراج واستباط کرد و از مفهوم سلب آزادی نیز بیش از این فهمیده نمی شود. به جهت اهمیت موضوع عینا فراز ها یی از کتاب مبانی فقهی حکومت اسلامی نوشته آیه الله منتظری نقل می شود که پس از بررسی معانی لفظی کلماتی که افاده کننده مفهوم کیفر حبس است، بیان می دارد: « از مجموع آنچه که گفته شد چنین به دست می آید که مفاد و مفهوم دو واژه «سجن» و « حبس» عبارت است از: محدود ساختن کسی و منع او از آمد و شدآزاد وتصرفات آزادانه . بنابرایندر مکان آن ویژگی خاص شرط نی باشد. . .  شرط عمده این است که شخص زندانی ازآمد و شد آزاد ممنوع و مقید باشد.

1-3-2- گفتار دوم- تعریف حبس در آیین نامه های زندان ها[2]
همانطور که در آغاز بحث گفته شد، محلی که متهمین نگهداری می شوندمعمولا بازداشتگاه یا توقیفگاه نامیده می شود و زندان محل نگهداری محکومین به حبس است. این تفکیک در تعریف مندرج در ماده 35 آیین نامه قانونی و مقررات اجرایی سازمان زندان ها مصوب 1372رعایت نشده بودو زندان را محلی
می­نامید که «در آن متهمان و محکومین با قرار یا حکم کتبی  مقام قضایی موقتا یا برای مدت معین و یا به طور دائم به منظور اصلاح و تربیت ودرمان نارسایی­ها وبیماری­های اجتماعی و تحمل کیفر نگهداری
می­شوند».  بدین طریق به نظر می­رسد که در ماده 3 آیین نامه سال 72 مقامات مربوطه زندان را به معنی عام کلمه یعنی هر محل محصور  برای نگهداری محکومین یا متهمین مدنظر داشته اند.  در حالی­که علی الاصول زندان به معنی اخص کلمه به محل نگهداری کسی اطلاق می شود که به علت ارتکاب جرمی محکوم به تحمل مدتی حبس شده باشد.

1-4- مبحث دوم – ماهیت کیفر حبس[3]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...