پایان نامه اثربخشی معنادرمانی گروهی بر رضایت زناشویی و خودکارآمدی عمومی زوجین با تعارضات زناشویی
 پایان نامه رشته روانشناسی
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد رشت
دانشکده علوم انسانی
گروه آموزشی روانشناسی
پایان نامه تحصیلی جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد
رشته: روانشناسی     گرایش عمومی
عنوان:
اثربخشی معنادرمانی گروهی بر رضایت زناشویی و خودکارآمدی عمومی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان
نیمسال تحصیلی
اول 93-94
برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود
(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)


فهرست مطالب
عنوان                                                                                                         صفحه
چکیده     1
فصل اول: کلیات پژوهش
1-1- مقدمه   2
1-2- بیان مسئله     3
1-3- ضرورت و اهمیت بیان مسئله  .   6
1-4- اهداف پژوهش  7
1-5- سوالات پژوهش  .  7
1-6- فرضیه های پژوهش .  8
1-7- تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها .  8
فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق
2-1- پیش درآمد  .  11
2-2- تعارض زناشویی   12
2-2-1- مفهوم تعارض زناشویی .  12
2-2-2- زمینه های تعارض   14
2-2-3- الگوهای تعامل زوجین متعارض  .  16
2-2-4- دیدگاه های تعارض  .  17
2-2-5- سبک ها و استراتژی مدیریت تعارض   18
2-2-6- رویکردهای درمانی به حل تعارض  .  21
2-2-7- نگرش و نیاز دو مقوله در تعارض همسران  .  22
2-2-8- کارکردهای مثبت تعارض از نظر ترنر  24
2-3- رضایت زناشویی   25
2-3-1- عوامل موثر بر رضایت زناشویی  26
2-3-2- نظریه های مرتبط با آسیب شناسی زندگی زناشویی   32
عنوان                                                                                                           صفحه
2-3-3- تاثیر رضایت زناشویی بر سایر ابعاد زندگی  .  36
2-3-4- نظریه چرخه زندگی زناشویی  .  37
2-3-5- عوامل موثر بر افزایش رضایت زناشویی   38
2-3-6- عوامل آسیب رسان به رضایت زناشویی  .  40
2-4 خودکارآمدی   40
2-4-1- برداشت انسان از خودکارآمدی .  44
2-4-2- منابع خودکارآمدی  45
2-4-3- ابعاد خودکارآمدی  .  47
2-4-4- انواع خودکارآمدی  47
2-4-5- مراحل رشد خودکارآمدی   48
2-4-6- خودکارآمدی و تفاوت­های سنی و جنسیتی .  49
2-4-7- شیوه های اثرگذاری باورهای خودکارآمدی  .  50
2-5- معنا در زندگی   51
2-5-1- معنادرمانی .  54
2-5-2- اهداف درمانی معنا درمانی   56
2-5-3- فرآیند درمان .  56
2-5-4- مداخلات درمانی  .  57
2-5-5- کلیات معنادرمانی فرانکل (1959)  .  58
2-6- پیشینه­های تحقیقاتی.  59
2-6-1- پیشینه­های تحقیقاتی داخلی   59
2-6-2- پیشینه­های تحقیقاتی خارج از کشور .  65
فصل سوم: روش پژوهش
3-1- پیش درآمد  69
3-2- روش پژوهش  69
3-3-  جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری  69
3-4- ابزار پژوهش  70
عنوان                                                                                                          صفحه
3-4-1- پرسش­نامه تعارض­های زناشویی (MCQ) .  70
3-4-2- پرسش­نامه فرم کوتاه رضایت زناشویی انریچ (1989)  72
3-4-3- پرسش­نامه خودکارآمدی عمومی شرر  76
3-5- شیوه اجرای پژوهش  78
3-6- روش تجزیه و تحلیل آماری داده­ها   81
فصل چهارم:  تجزیه و تحلیل داده ها
4-1- مقدمه  .  83
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
5-1- پیش درآمد  91
5-2- بررسی فرضیه اصلی  .  91
5-3- بررسی فرضیه­های فرعی  .  93
5-4- محدودیت­های پژوهش  96
5-5- پیشنهادها  .  96
منابع   
منابع فارسی  .  99
منابع انگلیسی  104
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی معنادرمانی گروهی بر رضایت زناشویی و خودکارآمدی عمومی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان اجرا گردید.  پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش­آزمون پس­آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، کلیـه زنان دارای تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر لاهیجان در سال92-93 بودند که به روش نمونه گیری تصادفی ساده از بین افرادی از جامعه ی آماری، که رضایت زناشویی و خودکارآمدی عمومی کمتری داشتند، انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه کنترل (15 نفر) و گروه آزمایش (15 نفر) قرار ­گرفتند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 90 دقیقه­ای که هفته­ای دو بار برگزار می­شد، در جلسات آموزشی شرکت کردند. در حالی­که در گروه کنترل هیچگونه مداخله­ای صورت نگرفت. ابزار استفاده شده در پژوهش شامل، پرسش­نامه­های تعارض زناشویی(MCQ)، رضایت زناشویی انریچ فرم کوتاه و خودکارآمدی عمومی شرر و همکاران و پکیج آموزشی معنادرمانی بر اساس معنادرمانی فرانکل بود. داده­ها از طریق آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که معنادرمانی گروهی بر رضایت زناشویی و خودکارآمدی عمومی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان، مؤثر است و شدت این اثر در یک متغیر ترکیبی(62/0) می­باشد.
واژه­های کلیدی: معنادرمانی، رضایت زناشویی، خودکارآمدی عمومی، تعارضات زناشویی
مقدمه
زندگی زناشویی یکی از جهانی­ترین نهادهای بشری است که از دو نفر با توانایی­ها و استعدادهای متفاوت و با نیازها و علایق مختلف و در یک کلام با شخصیت­های گوناگون تشکیل شده است(گلدنبرگ، گلدنبرگ، 2002 ترجمه شاهی برواتی، نقش بندی، ارجمند، 1386). یک رابطه زناشویی صمیمی مستلزم آن است که زوجین یاد بگیرند با هم ارتباط برقرار کنند و با هم متفاوت باشند. تعارض زمانی به وجود می­آید که زوجین به دلیل همکاری و تصمیمات مشترکی که می­گیرند درجات مختلفی از استقلال و همبستگی را نشان دهند که این تفاوت­ها را می­توان روی یک پیوستار، از تعارض خفیف تا تعارض کامل طبقه­بندی کرد (یونگ و لانگ[1]، 1998).
از نظر گلاسر(2000 به نقل از افخمی، بهرامی، فاتحی زاده، 1386) تعارض زناشویی ناشی از  ناهماهنگی زن و شوهر در نوع نیازها و روش ارضای آن، خودمحوری، اختلاف در خواسته­ها طرح­واره­های رفتاری و رفتار غیرمسئولانه نسبت به ارتباط زناشویی و ازدواج است.
افزایش روزافزون تعارض­های زناشویی در دنیای معاصر و خطر بروز جدایی و اثر منفی آن بر سلامت روانی زوجین و فرزندان آنان موجب شده است تا مشاوران نظریه­ها و طرح­هایی را برای کمک به زوجین دچار تعارض ارائه دهند. معنادرمانی یکی از این روش­هایی است که بر پایه نظریات ویکتور فرانکل شکل گرفته است. فرض اساسی در معنادرمانی این است که شخص نمی­تواند برای همیشه از رنج در زندگی اجتناب کند، اما می­تواند یک راه پرمعنای شخصی برای پاسخ دادن به رنج در زندگی برگزیند. علاوه بر این کسانی که معنا را در زندگی می­یابند، می­توانند توانایی­های نهفته­شان را شکوفا کرده و با اثربخشی بیشتری به مبارزه و تلاش در زندگی بپردازند (چولنبرگ، هاتزل، 2008).
معنادرمانی می­تواند ساختاری مفهومی را برای کمک به مراجعان جهت چالش در زندگیشان ارائه دهد . رویکردی وجودی نگر که نگرش جبرگرایانه در مورد ماهیت بشر را ، قبول ندارد، در مقا بل درمانگران وجودی، بر روی آزادی انسان تاکید دارند . فرانکل می­گوید بشر در همه جا با سرنوشت و با فرصت دستیابی به چیزی از راه رنج هایش، رو برو است . انسان موجودیست آزاد که همیشه حق انتخاب دارد، انسان واکنش خود را در برابر ر نج­ها و سختی­های ناخواسته(ولی پیش آمده) و شرایط محیطی خود انتخاب می­کند و هیچکس را جز خود او یارای آن نیست که این حق را از او باز ستاند. او همچنین معتقد است همه چیز را می­توان از یک انسان گرفت مگر آزادی در گزینش رفتار، در شرایط موجود و گزینش راه خود (فرانکل، ترجمه صالحیان و میلانی،  1390).
 معنادرمانی در خصوص بسیاری از مسائل سلامت روان کاربرد دارد (چولنبرگ،  2003). این مکتب در مقایسه با روانکاوی روشی است که کمتر به گذشته توجه داشته و به درون­نگری هم ارج چندانی نمی­نهد. در مقابل به آینده، وظیفه، مسئولیت، معنی و هدفی که شخص باید زندگی خود را صرف آن کند، وجه بیشتری دارد (فرانکل، ترجمه صالحیان و میلانی، 1390).
با توجه به اینکه تعارض زناشویی معمولا در زوجین بر اساس تضاد بین آنچه که انتظار دارند با آنچه که هست به وجود می­آید و فرد برای نزدیک کردن شرایط به آنچه که انتظار دارد یا به عبارتی آرمان فرد است، تلاش می­کند. اما اینکه تا چه حد این آرمان­ها واقع­گرایانه و صحیح است شرایط زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می­دهد. این افراد از شرایط خود راضی نیستند و این می­تواند رضایت زناشویی را نیز شامل شود. برای بهبود شرایط این افراد باید معنا و هدف خود را در زندگی بیشتر بررسی کرده و با تعیین اهدافی واقعی­تر و دست­یافتنی­تر شرایط خود را به شرایط آرمانی خود نزدیک کنند و این رضایت  در افراد را بالا می­برد و می­تواند رضایت از زندگی زناشویی را نیز شامل شود. در رسیدن به اهداف و کسب موفقیت در موقعیت­ها می­تواند در ادراک خود به عنوان یک فرد کارامد نقش داشته باشد بنابراین به نظر می­رسد که این تغییر اهداف و معنای زندگی، بتواند خودکارآمدی افراد را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
1-2- بیان مسئله
تعارض بین فردی به عنوان، نوعی تعامل که در آن اشخاص تمایلات، دیدگاه­ها و عقاید متضادی را بیان می­کنند، تعریف می­شود که بعضی محققان آن را رخدادی عادی در زندگی زناشویی می­دانند(کلین، پلیزنت، وایتون و مارکمن[2]، 2006). تعارض زناشویی، ناشی از واکنش نسبت به تفاوت­های فردی بوده و زمانی که آنقدر شدت یابد که احساس خشم، خصومت، کینه، نفرت، حسادت و سوء رفتار کلامی و فیزیکی در روابط آنان حاکم شود و به حالت ویرانگر درآید، حالتی غیر عادی است(کالین و سوگوک ،2009).  تعارض همیشه، منفی نیست، بلکه روشی که زوج­ها برای مدیریت تعارض خود به کار می­برند، ممکن است بر رابطه تأثیر منفی داشته باشد(گاتمن و سیلور[3] ، 1999). زوجینی که می­توانند تعارضات موجود در رابطه را با به کارگیری روش­های مثبت و استفاده کمتر از تعاملات منفی مدیریت کنند، فضایی ایجاد می­کنند که در آن فرصت بیشتری برای خودافشایی و توافق در مورد مشکلات خانواده وجود خواهد داشت (جوهانسون[4]، 2003). تعارض زناشویی می­تواند بر حیطه­های مختلف زندگی افراد موثر باشد از جمله می­تواند رضایت زناشویی افراد را تحت تاثیر قرار دهد.
رضایت زناشویی فرآیندی است که در طول زندگی زوج­ها به وجود می­آید و شامل چهار حیطه جاذبه بدنی، جنسی، تفاهم، طرز تلقی و سرمایه گذاری می­باشد. کرنی و کومبز(2000) رضایت زناشویی را توافق زن و شوهر در مورد اموری که ممکن است مسائل حادی به بار آورد، علاقه و فعالیت های مشترک، ابراز علاقه علنی مکرر و اعتماد متقابل، شکوه و شکایت اندک، شکایت نادر از احساس تنهایی و رنجش تعریف کرده­اند(رجبی، سروستانی، اصلانی، 1392). روچ و همکاران(1998) رضامندی زناشویی را به صورت نگرش­ها یا احساسات کلی فرد نسبت به همسر و رابطه­اش تعریف می­کند. رضامندی زناشویی یک پدیده درون فردی و یک، برداشت از همسر و رابطه است و هنگامی به کار می­رود که واحد تحلیل فرد است و هدف تجزیه و تحلیل، نگرش­های ذهنی افراد بجای نشانه­های عملی درباره همسر و رابطه­شان است. چنین تعریفی از رضامندی زناشویی نشانگر آن است که رضامندی یک مفهوم تک بعدی و مبین ارزیابی کلی فرد نسبت به همسر و رابطه­اش است(زندی پور و مومنی جاوید، 1390). به اعتقاد کومار(2009) ادراک شخص، نقش مهمی در احساس شخص نسبت به همسرش دارد و تفکر مثبت بویژه در مورد روابط با همسر، به سطوح بالاتری از رضایت زناشویی می­انجامد. زوجینی که دارای تعارض هستند علاوه بر اینکه ادراکشان از زندگی زناشویی تغییر می کند، نگرش نسبت به خودشان نیز دچار خلل می شود. 
زوج­هایی که از لحاظ مشکل ارتباطی نقش­ها، پاسخ­دهی عاطفی، مشارکت عاطفی، کنترل رفتار و کارایی عمومی در سطح پایین­تری قرار دارند نه تنها سلامت روانی آنها در معرض آسیب قرار دارد بلکه احساس خودکارآمدی در آنها را نیز به مقدار زیاد کاهش می­یابد . بندروا (2003) معتقد است:  حس خودکارآمدی می­تواند نقش مهمی در رویکرد و نگاه فرد به اهداف، تکالیف و چالش­هایش داشته باشد (ابوالقاسمی، فلاحی و بابایی، و همکاران، 1391). بنابراین می­توان گفت افرادی که به دلایلی از جمله تعارضات زناشویی، رویکرد و نگاهشان به خود و توانمندی­هایشان و همچنین به زندگی زناشویی و همسر دچار خلل شده معنای زندگی­شان نیز تغییر می­کند.
بنا به تعریف رکر (2000) معنای زندگی عبارت است از: ادراک نظم، انسجام و هدف در هستی و دنبال کردن اهداف ارزشمند و نیل به آنها همراه با حس رضایتمندی. با توجه به تعریف رکر (2000) می­توان به ماهیت موقتی این سازه پی برد. فرصت برای یافتن معنا از تولد تا مرگ در خلال گسترهای از موقعیت­های منحصر به فرد زندگی رخ می­دهد (گرابر[5]،2004). این موقعیت­های زندگی فرصت­هایی را برای یافتن معنا در لحظه فراهم می­سازند و به شرایط خاصی همچون سلامتی، محیط فیزیکی، وضعیت اقتصادی اجتماعی، میراث فرهنگی یا هرگونه شرایط خاص انسان مدرن امروزی وابسته نیستند. یافتن معنا یک صفت محسوب می شود و نه حالت و می­توان آن را در هر موقعیتی کشف کرد (نادی و سجادیان، 1391). بامیستر[6](1991) معتقد است هنگامی فرد می­تواند احساس کند که از یک زندگی معنادار برخوردار است که چهار نیاز او به معنا، ارضا شده باشد. این چهار نیاز عبارتند از:

هدفمند بودن جهت زندگی
احساس کارآمدی و کنترل
برخوردار بودن از مجموعه­ای از ارزش­ها که بتواند به وسیله آن ها کنش­هایش را توجیه کند.
وجود یک مبنای با ثبات و استوار برای داشتن نوعی حس مثبت خود ارزشمندی(بامیستر و نیومن،1991).
ونگ[7] (1998) معنا را به عنوان یک سازه فردی و فرهنگی مبتنی بر نظام شناختی تعریف کرده است که انتخاب­های فردی، فعالیت­ها و اهداف را تحت تأثیر قرار می­دهد و زندگی را وقف هدفمندی، ارزش­های فردی و رضایتمندی می­کند . فرد ممکن است  معنا را از منابع مختلفی کسب کند . براساس نظریه نیمرخ معنای شخصی ونگ(1998) این منابع ممکن است از طریق ارتباطات، دین، تعالی فردی، پذیرش شخصی، صمیمیت و رفتار منصفانه تحقق یابد(ونگ، 1998).
برخی از روان­شناسان مانند آلپورت (1954)، فرانکل (1972)، و مازلو(1962) وجود معنا در زندگی، را به عنوان مهم­ترین عامل مؤثر بر کنش­های روان­شناختی مثبت می­دانند. یافته های پژوهشی متعددی نشان داده­اند که وجود معنا در زندگی عنصری اساسی در بهزیستی روانی – عاطفی است و به صورت سیستماتیکی با ابعاد گوناگونی از شخصیت، سلامت جسمی و ذهنی، سازگاری و انطباق با استرس­ها و اختلالات رفتاری ارتباط دارد (اسکنل  و بکر[8]، 2006 ).
معنادرمانی از جمله روش­هایی است که می­تواند به افراد در یافتن معنای زندگی و داشتن ادراکی بهتر و رضایتی بیشتر از خود و زندگی خود داشت. معنا­درمانی با در نظر گرفتن گذرایی هستی و وجود انسانی به جای بدبینی و انزوا، انسان را به تلاش و فعالیت فرا می­خواند و بیان می­دارد که آنچه انسان ها را از پای درمی­آورد، رنج­ها و سرشت نامطلوب­شان نیست بلکه بی­معنا شدن زندگی است که مصیبت­بار است . اگر رنج را شجاعانه بپذیریم تا واپسین دم، زندگی معنا خواهد داشت و معنای زندگی می­تواند حتی معنی بالقوه درد و رنج را نیز در برگیرد . فرانکل می­گوید در دنیا چیزی وجود ندارد که به انسان بیشتر از یافتن “معنی ” وجودی خود در زندگی یاری کند (فرانکل، ترجمه صالحیان و میلانی، 1386). معنادرمانی از نظر شکل، به درمان­های کوتاهی چون درمان آدلری نزدیک­تر است . معنادرمانگران گرچه اغلب به صورت صمیمانه و مقبول در باره موضوعات فلسفی بحث می­کنند، برای اینکه درمانجو را متقاعد سازند که نگرشی آگاهانه­تر و مسئولانه­تر به خلاء وجودی کند، به شیوه­های مختلف او را مواجهه می­دهند، و برایش دلیل و برهان می­آورند. نوشته­های مربوط به درمان نشان می­دهند که فنون درمانی­، علاوه بر مواجهه دادن و تعبیرها، به مقدار زیادی به قانع سازی و استدلال نیز متکی هستند (بروچسکا، ترجمه سید محمدی، 1381). به نظر می­رسد که این شیوه بتواند بر تغییر شرایط زندگی و رضایت افراد از خود و همسر و در کل رضایت از زندگی زناشویی موثر باشد. با توجه با این امر پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان اثر بخشی معنادرمانی بر رضایت زناشویی و خودکارآمدی عمومی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان، طراحی گردیده است.
1-3- ضرورت و اهمیت موضوع پژوهش
از آنجایی که تعارض بین همسران سلامت روان اعضای خانواده تهدید کرده و باعث مشکلات مختلف در خانواده می­گردد و همچنین بنیان خانواده را سست می­کند، بررسی و شناسایی عوامل موثر برآن به منظور پیشگیری و کاهش از تعارض ضرورت می­یابد. وقتی همسران تمایلی به رابطه با هم ندارند کمتر می­توانند مسایل مربوط به خانواده را مورد بررسی قرار داده و در نتیجه مشکلات آنها هر روز بیشتر از قبل می­شود. تعارض بین همسران کیفیت زندگی و رضایت زناشویی را نیز کاهش می­دهد . ناراضی بودن از زندگی زناشویی نگرش افراد به توانایی­های خود را نیز دچار خلل می­کند، فرد احساس نا کارآمدی می­کند. اهداف زندگی تغییر می­کند و تعارضات بیشتر می­شود و از آنجایی که این مشکلات بنیان خانواده را سست کرده و افراد خانواده را دچار مشکلات روانی و متعاقب آن جسمانی می­کند؛ ضرورت دارد که پژوهش­های بیشتری در این حیطه انجام شود.
1-4- اهداف پژوهش
هدف اصلی:
تعیین میزان اثر بخشی معنادرمانی بر رضایت زناشویی و خودکارآمدی عمومی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان
اهداف فرعی:
1- تعیین میزان اثر بخشی معنادرمانی بر رضایت زناشویی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان
2- تعیین میزان اثر بخشی معنادرمانی بر خودکارآمدی عمومی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان
1-5- سوالات پژوهش
سوال اصلی:
آیا معنادرمانی گروهی بر رضایت زناشویی و خودکارآمدی عمومی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان، موثر است؟
سوالات فرعی:
1- آیا معنادرمانی گروهی بر رضایت زناشویی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان، موثر است؟
2- آیا معنادرمانی گروهی بر خودکارآمدی عمومی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان، موثر است؟
1-6- فرضیه­های پژوهش
فرضیه اصلی:
معنادرمانی گروهی بر رضایت زناشویی و خودکارآمدی عمومی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان، موثر است.
فرضیه­های فرعی:
 1- معنادرمانی گروهی بر رضایت زناشویی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان، موثر است.
2- معنادرمانی گروهی بر خودکارآمدی عمومی زوجین با تعارضات زناشویی مراکز مشاوره شهر لاهیجان، موثر است.
1-7- تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها

 

 

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...