4-9-39. محاسبه سی و نهم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت سردرگم/اجتنابی ، بالندگی ، انطباق اجتماعی. 148
4-9-40. محاسبه چهلم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت سردرگم/اجتنابی ، بالندگی ، شکوفایی اجتماعی. 150
4-9-41. محاسبه چهل و یکم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت ا سردرگم/اجتنابی ، تعهد، انسجام اجتماعی. 151
4-9-42. محاسبه چهل و دوم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت سردرگم/اجتنابی ، تعهد ،پذیرش اجتماعی Error! Bookmark not defined.
4-9-43. محاسبه چهل و سوم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت ا سردرگم/اجتنابی ، تعهد ،مشارکت اجتماعی. 155
4-9-44. محاسبه چهل و چهارم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت سردرگم/اجتنابی ، تعهد ، انطباق اجتماعی. 156
4-9-45. محاسبه چهل و پنجم:ضرایب رگرسیونی سبک هویت سردرگم/اجتنابی، تعهد ، شکوفایی اجتماعی. 158
 
فهرست تصاویر و نمودارها
تصویر ۱. « تصویر ۱. «ابعاد سلامت اجتماعی کیینز ». 30
نمودار ۱.1 « وضعیت پایگاه­های هویتی مارسیا ». 36
دیاگرام 3-1. « مسیر متغیر تعدیل­گر ». Error! Bookmark not defined.No table of figures entries found.چکیده
تفکر انتقادی، تفکری هدفمند، خودگردان، منطقی، استدلالی، مسئولانه، باهدف شناخت است که بستری از ارزیابی، تفسیر،تحلیل و توضیح؛ شواهد، مدارک، چهارچوب­هارا جهت قضاوت­گری برای اتخاذ تصمیم صحیح فراهم می­ کند. هدف پژوهش حاضر شناسایی نقش واسطه­ای گرایش به تفکر انتقادی بین سبک­های هویت و سلامت اجتماعی است. در همین راستا مدلی ارائه گردید که در آن سبک­های هویت به عنوان متغیر برون‌زاد(مستقل)، تفکر انتقادی به عنوان متغیر واسطه‌ای، و سلامت اجتماعی به عنوان متغیر درون‌زاد(وابسته) درنظر گرفته شدند. مشارکت‌کنندگان این پژوهش، 350 نفر از دانشجویان دانشگاه خوارزمی تهران بودند که توسط پرسش­نامه­ی تفکر انتقادی ریکتس، و پرسش­نامه سبک­های هویت (ISI 6G ) و پرسش­نامه­ی سلامت اجتماعی کیینز مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای بررسی اثر مستقیم و غیرمستقیم سبک­های پردازش هویت بر سلامت اجتماعی از روش رگرسیون سلسه مراتبی، و از نرم­ افزار SPSS جهت تجزیه و تحلیل استفاده شد.  برای تعیین پایایی پرسش‌نامه‌ها ازتتای ترتیبی و جهت احراز روایی مقیاس‌ها از تحلیل عوامل استفاده شد.  نتایج حاصل نشان داد که سبک هویت اطلاعاتی و هنجاری با هر یک از مولفه­های سلامت اجتماعی رابطه­مستقیم و مثبت را دارا بودند و این نسبت در افراد دارای سبک هویت اطلاعاتی بیشتر بود ضمن اینکه رابطه­ سبک هویت سردرگم/اجتنابی با هر یک از متغیرهای پژوهش منفی بود. در خصوص نقش گرایش به تفکر انتقادی، در افرادی که در برخورد با مسائل از شیوه­ی هویت اطلاعاتی استفاده می­ کنند به طور مستقیم وغیرمستقیم (با واسطه­گر بودن تفکر انتقادی) قادر به پیش ­بینی مولفه­های سلامت اجتماعی هستند. در کل نتایج یافته­ها مبین آن بود که افرادی با هویتی اطلاعاتی نسبت به افردی که از دو سبک دیگر استفاده می­ کنند سلامت اجتماعی بیشتری را دارا هستند و افرادی با سبک هویتی سردرگم/اجتنابی به دلیل پایین بودن میزان استفاده از تفکر و ارزیابی اطلاعات، نسبت به دو سبک دیگر از نمره سلامت اجتماعی پایین­تری برخوردار بودند. با توجه به این نتایج، پیشنهاد می­گردد آموزش تفکر انتقادی با توجه به تنوعات دستاوردهای فرهنگی و علمی، آموزش مهارت­ها و به کارگیری تفکر انتقادی جزء لاینفک برنامه ­های آموزشی و تربیتی باشد و بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.1-1. مقدمه
از مباحث مهم در دوره­ی نوجوانی شکل‌گیری هویت[1] است. رسیدن به یک هویت منسجم پیش نیاز رشد بهینه­ فرد در تمام دوران زندگی است و نرسیدن به چنین هویتی می‌تواند زمینه ساز آسیب‌های روانی – اجتماعی بسیار باشد. هویت زمینه سازِ اساس شخصیت در بزرگسالی را نشان می‎دهد. در صورتی که پایه­ی آن قوی باشد یک هویت فردی محکم حاصل می‌شود در غیر این صورت نتیجه آن چیزی است که اریکسون آن را هویت گم گشته می‌نامد وی شکل­ گیری هویت را برای آماده کردن نوجوان به عنوان فردی آماده انجام تکلیف در بزرگسالی، لازم می‌داند (برک[2]، ترجمه‌ی سید محمدی، 1382). ناکامی در دستیابی به هویت، به عدم صمیمیت یا فاصله­گذاری منجر می‌شود. فاصله گذاری، به آمادگی برای فاصله گرفتن از مردم و موقعیت­هایی که ممکن است هویت فرد را نقض کند، اطلاق می­شود. بنابراین حل موفقیت­آمیز مباحث هویت نه تنها برای سلامت فرد مهم است بلکه برای روابط نیز دارای اهمیت است (شوارتز[3]، 2001).
محققان بسیاری سعی بر آن داشته‌اند تا به بررسی دقیق سازه هویت و پیامد آن بر زندگی فرد بپردازند. از جمله­ی این محققان اریکسون[4] است. مفهوم هویت برای اولین بار از مکتب روانکاوی و از سوی اریکسون (1965) مطرح شد وی شکل‌گیری هویت را تکلیف اساسی دور­ی نوجوانی می‌داند. اریکسون اولین فردی بود که چارچوبی برای فهم فرایند شکل‌گیری هویت ارائه داد. اریکسون شکل‌گیری هویت فردی را نشانه­ای از سازگاری و تعادل در این دوره یاد می‌کند. چنان چه هویت نوجوان در طی زمان و تجربیات حاصل از برخورد اجتماعی درست شکل گیرد سلامت روانی نوجوان تضمین می‌شود (اریکسون، 1968).
مارسیا[5](1966) نیز بر اساس نظریه­ اریکسون در این رابطه به ارائه پایگاه‌های هویت با توجه به دو بعد کاوشگری و تعهد در نوجوانان پرداخته است. وی بر اساس نظریه­ اریکسون، 2 مفهوم اساسی” اکتساب و تعهد ” را برای رشد هویت مطرح می‌کند و چهار وضعیت هویت را مطرح می­ کند که عبارتند از:
1- هویت موفق[6] 2- هویت سردرگم[7] 3- هویت دیررس [8]4- هویت زودرس[9].
مارسیا اگرچه مفهوم هویت را وسیع کرد اما محدود و ایستا بودن، انتقادی بود که به وضعیت پایگاه‌های هویت مطرح شد زیرا زیربنای رشد یا تحول هویت را که که درک و فهم فرایندهای پویای روانی – اجتماعی است محدود می‌کند. از این رو نظریه­پردازان جدید به جای بررسی پیامدهای شکل‌گیری هویت و پایگاه‌های هویتی به بررسی فرایندهای زیربنایی شکل‌گیری هویت پرداخته­اند از جمله برزونسکی[10] را می‌توان نام برد. برزونسکی (1990) بر اساس فرایندهای شناختی – اجتماعی وضعیت‌های هویت مارسیا را در چگونگی شکل‌گیری، حفظ و تطابق هویت در نوجوانان پرداخت و برای اولین بار از سبک هویت نام برد و سه سبک، 1- سبک اطلاعاتی[11]  2- سبک هنجاری[12]  3- سبک سردرگم/ اجتنابی[13]  را معرفی می‌کند (برزنسکی و فراری[14]، 1996).

نتایج کارکرد این محققان و دیگر پژوهشگران در این زمینه نشان داده است که اگر فرد بر مبنای درستی به هویت برسد هم در زمینه‌های مختلف فردی چون تحصیل، کار، ازدواج،انتخاب دوست، و. هم در زمینه ­های اجتماعی از جمله روابط اجتماعی، مواجه با ارزش‌ها وعقاید مختلف، سلامت اجتماعی[15]، و.تاثیر آن انکارناپذیر است زیرا بر اساس هویت است که فرد می­

ادامه مطلب

سایت های دیگر :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...