فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

مقدمه 97

5-1) خلاصه و نتیجه گیری 97

5-1-1) یافته ها از خصوصیات عمومی خریداران سهام. 98

5-1-2) نتایج آزمون های آماری پژوهش 99

5-1-3) یافته های جانبی 103

5-2) محدودیت های پژوهش. 106

5-3) پیشنهادها 107

5-3-1) پیشنهادات کاربردی پژوهش.107

5-3-2) توصیه هایی برای محققین آینده 109

خلاصه. 110

منابع و ماخذ 111

ضمائم و پیوست ها 117

پرسشنامه 118

خروجی نرم افزار SPSS از آزمون ها و تحلیل داده های پژوهش                121

چکیده لاتین 163

چکیده:

یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر اقتصاد کشور ها، سرمایه گذاری و امور مربوط به آن است. این موضوع به دلیل اینکه عاملی برای تولید، اشتغال و به حرکت در آوردن چرخ های اقتصادی هر کشوری است، از جمله ی موضوعات اجتناب ناپذیر است سرمایه گذاری از راه های مختلفی صورت می گیرد که از جمله ی آنها سرمایه گذاری در سهام شرکت ها از طریق بورس اوراق بهادار است. از آنجایی که بخش عمده ای از معاملات بورس اوراق بهادار و سرمایه های موجود در آن متعلق به اشخاص حقیقی است در پژوهش حاضر به مساله عوامل تاثیرگذار بر جذب سرمایه افراد حقیقی در بورس اوراق بهادار پرداخته شده است.

این پژوهش از نظر هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش را کلیه خریداران سهام در بورس اوراق بهادار منطقه ای استان قم تشکیل داده اند و از آنجایی که تعداد این افراد نامحدود می باشد با توجه به جدول مورگان، تعداد نمونه ها 385 نفر در نظر گرفته شد و روش نمونه گیری نیز به صورت نمونه گیری تصادفی در دسترس می باشد. در جمع آوری داده های پژوهش نیز از دو روش کتابخانه ای و میدانی(ابزار پرسشنامه محقق ساخته که آزمون پایایی (آلفای 86/0) و روایی بر روی آن صورت پذیرفت) استفاده گردید. در تجزیه و تحلیل داده ها نیز از آمار استنباطی (آزمون های ضریب همبستگی پیرسون، t مستقل، تحلیل واریانس، آزمون تعقیبی توکی و آزمون فریدمن) استفاده گردید. یافته ها نشان داد امنیت سرمایه گذاری، فرهنگ سهامداری، گروه های مرجع، موقعیت مکانی بورس، سرمایه گذاری های غیر بورسی، ریسک سیاسی و اقتصادی، رضایت مندی سهامداران فعلی و شفافیت بورس رابطه معنی داری با جذب سرمایه افراد حقیقی در بورس اوراق بهادار دارند.

واژه های کلیدی: بورس اوراق بهادار، سرمایه گذاری، جذب سرمایه، افراد حقیقی، استان قم.

 1-1) مقدمه پژوهش

در طول دو دهه اخیر پیشرفت های فناوری و آزادسازی جریانات سرمایه سبب کاهش موانعی شده است که بر سر راه بازارهای سهام محلی وجود داشت. شرکت ها بهتر و راحت تر می توانند در خارج فعالیت کنند و در پی دستیابی به این بازارها هستند تا بتوانند رشد کرده و اهداف متعارف خود را تحقق بخشند. از سوی دیگر بورس ها نیز در پی جذب سرمایه و توسعه، تأسیس شرکت ها در خود و تقویت بخش خصوصی می باشند(انواری رستمی و لاری سمنانی، 1386). امروزه یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر اقتصاد کشور ها، سرمایه گذاری و امور مربوط به آن است. این موضوع به دلیل اینکه عاملی برای تولید، اشتغال و به حرکت در آوردن چرخ های اقتصادی هر کشوری است، از جمله ی موضوعات اجتناب ناپذیر است سرمایه گذاری از راه های مختلفی صورت می گیرد که از جمله ی آنها سرمایه گذاری در سهام شرکت ها از طریق بورس اوراق بهادار است. بورس اوراق بهادار با فراهم آوری سازو کار لازم برای سرمایه گذار ی، در سهام شرکت هایی که شرایط عرضه ی سهام خود را به مردم دارند، می تواند در پویایی شرکت ها و اقتصاد نقش بزرگی ایفا نماید؛ بنابراین، شرکت ها با عرضه ی سهام از طریق بورس اوراق بهادار و سرمایه گذاران با خرید سهام و سرمایه گذاری در سهام شرکت ها، امکان مشارکت در توسعه ی اقتصادی را به دست آورده، خود را جزئی کمک کننده به توسعه و پیشرفت اقتصاد کشور می دانند(ابزری و همکاران، 1387).

با توجه به حساسیت بالای جذب سرمایه و نیاز حیاتی جامعه فعلی کشور به این مبحث اقتصادی برای حرکت به سمت رشد و توسعه در پژوهش حاضر به مساله عوامل تاثیرگذار بر جذب سرمایه افراد حقیقی در بورس اوراق بهادار پرداخته می شود. از آنجایی که بخش عمده ای از معاملات بورس اوراق بهادار و سرمایه های موجود در آن متعلق به اشخاص حقیقی است بهره گیری از یافته های این مطالعه می تواند نقش سازنده ای در افزایش توان جذب سرمایه توسط بازار بورس اوراق بهادار داشته باشد. در فصل حاضر به کلیات پژوهش و مواردی همچون بیان مساله، ضرورت و اهمیت پژوهش، فرضیه ها، قلمرو پژوهش و تعاریف واژه ها و اصطلاحات کلیدی پرداخته می شود.

1-2) بیان مساله پژوهش

سرمایه گذاری نقش مهم و کلیدی در رشد و توسعه اقتصادی ایفا می نماید. مطالعات زیادی ارتباط رشد و توسعه اقتصادی و سرمایه گذاری را اثبات نموده اند. سرمایه گذاری موجب استفاده بهتر و کارآمدتر از منابع می گردد، اما سرمایه گذاری نسبت به تغییر و تحولات بسیار حساس است و سریعا واکنش نشان می دهد. عوامل زیادی بر بر سرمایه گذاری اثر می گذارند اما تاثیر آنها در همه زمان ها و مکان ها یکسان نیست(یوسفی و عزیزنژاد، 1388، ص 80). سرمایه گذاری از اساسی ترین مباحث اقتصاد و صنعت است؛ بدون آن تولید شکل نمی گیرد و ثروت تحقق نمی یابد. عدالت و توزیع مناسب ثروت، زمانی معنا می دهند که ثروت ایجاد شده باشد. البته منابع اولیه ثروت طبیعی بر تولید و سرمایه گذاری تقدم دارد(درویش متولی و همکاران، 1391، ص 76). بازار سرمایه در یک کشور از منابع عمده تامین مالی شرکت ها و دولت هاست و در کشورهایی نظیر ایران که در پی جذب شرکتهای خارجی جهت سرمایه گذاری مستقیم و رونق بورس خود هستند، تقویت آن و شناخت عوامل مرتبط با معامله اوراق بهادار می تواند انگیزه شرکت های داخلی و خارجی را برای ورود به عرصه فعالیت و توسعه سرمایه گذاری افزایش دهد، به نحوی که تحقق مناسب اهداف عمده توسعه مالی و اقتصادی دولت را نیز مهیا کند(انواررستمی و لاری سمنانی، 1386، ص 2).

همواره یکی از مسائل و مشکلات محوری برنامه های رشد و توسعه، چگونگی تخصیص منابع بوده است. بنابراین مشخص کردن میزان و معیاری برای تعیین اولویت های سرمایه گذاری از مسائل اساسی جوامع به ویژه کشورهای توسعه نیافته به شماره آمده است؛ زیرا در جوامع توسعه نیافته به علت کمبود سرمایه هرگونه عدم تخصیص بهینه منابع می تواند پیامدهای ناگواری به دنبال داشته باشد(باباجانی و همکاران، 1388، ص 22). اهمیت و میزان قابلیت اتکا اطلاعات مختلف مالی و غیر مالی جهت تصمیم گیری های مختلف ذینفع در دنیای امروز بر همگان مشخص است. نکته ای که باید بدان توجه نمود اینست که نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان از اطلاعات مالی و غیر مالی متنوع بوده و هر گروه از آنان با توجه به دامنه فعالیت و علایقشان به اطلاعات خاصی توجه دارند(نوبخت، 1383، ص 2).

هرجا و هرگاه اطمینان و اعتماد برای سرمایه گذاری فراهم شود و اعتبار سرمایه گذار جدی گرفته شود، سرعت سرمایه گذاری افزایش می یابد(درویش متولی و همکاران، 1391، ص 76). می توان داشتن فرهنگ سهامداری را به صورت مشخص، نهادینه بودن لزوم اختصاص بخشی از سرمایه گذاری خانوارها به سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار تعریف نمود و به عنوان یکی از عوامل موثر در ترغیب افراد برای سرمایه گذاری در نظر گرفت. همچنین افراد گروه های مرجع دارای قدرت مرجعیت بوده و بر تصمیمات افراد تاثیرهای بسیار زیادی را باقی می گذارند. استقرار تالار بورس اوراق بهادار نیز در مکانی مناسب با امکاناتی جهت دسترسی آسان افراد متمایل به سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار می تواند به عنوان عاملی پیش برنده و یا بازدارنده در ترغیب افراد به سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار محسوب گردد(ابزری و همکاران، 1385، ص 117). سرمایه گذاری های غیر بورسی را می توان از جمله سرمایه گذاری 

لیکن، برای رسیدن به رشد قابل توجه ناشی از حجم تجارت و ریسک متعاقب گلوگاه های اصلی در زنجیره های حمل و نقل و در مرزهای ملی، این توسعه ها باید توسط روش های هزیته ای و هزینه های اثربخش تجارت بین المللی تحت حمایت قرار گیرند. تسهیل تجارت بدلیل اینکه در آینده دقیق تر خواهد شد، یک عنصر کلیدی در رقابت و افزایش دهنده حجم تجارت است. جامعه بین المللی هم اکنون توجه زیادی به توسعه گسترده و اجرای شاخص ها و ابزار تسهیل تجارت دارد. هدف از تسهیل تجارت عبارت است از ارائه یک محیط با ثبات، واضح و قابل پیش بینی برای تجارت ملی و بین المللی. ظاهرا˝ باید بر مبنای هنجارها و تجربیات قابل قبول بین المللی ناشی از عوامل زیر، به این اهداف جامعه عمل پوشاند:
1) ساده سازی تشریفات و رویه ها، 2) استاندارد سازی و رشد زیر ساخت و تسهیلات فیزیکی، 3) هماهنگ سازی قانون ها و مقررات مربوطه (Shujie and Shilu,2009).

1-2) بیان مسئله
چندین دهه قبل در سال های اولیه برپایی سازمان ملل، دیوید میترانی نوشت «مشکل زمان ما دور نگهداشتن ملت ها از یکدیگر نیست، بلکه چگونه آنها را فعالانه گردهم آوردن است» و همین نکته است که ریشه اصلی چالش کار ما در تسهیل تجارت است (اتاق بازرگانی، 1385). تسهیل تجاری برای اولین بار به صورت رسمی به عنوان مفهوم پذیرفته شده بین المللی در سال 1996در دستور کار نشست وزیران سازمان جهانی تجارت در سنگاپور قرار گرفت و از آن پس به منزلۀ یک هدف تحت همین عنوان در اسناد این سازمان وارد شد. هر چند که پیش از آن تاریخ نیز بسیاری از مصوبات و توافقات این سازمان عملاً در جهت تسهیل تجاری بوده است. از آنجا که برداشت های مختلفی از واژه تسهیل تجاری وجود دارد، تعاریف مختلفی نیز درباره آن ارائه شده است. مثلاً در مطالعات علمی صورت گرفته در این باره معمولاً مفهوم موسع آن مدنظر قرار می گیرد و محیطی را در برمی گیرد که تجارت در آن صورت می پذیرد؛ و به معنای برقراری شفافیت، استانداردسازی، برقراری هماهنگی با ترتیبات بین المللی و منطقه ای، تقویت فضای قانونی و حرکت به طرف حرفه ای سازی نهادهای تجاری است (مراد حاصل، 1387: 45).
در دنیای فرارقابتی امروز، با وجود تغییرات‌ انجام گرفته، همه‌ ما به اهمیت تسهیل تجارت پی برده‌ایم و ضرورت آن‌ را حس می‌کنیم. در فضای پرچالش و البته پرفرصت بین المللی، فضای کسب و کار هر کشوری، یکی از مهم‌ترین عناصر موثر در ایجاد ارزش افزوده است که ضریب بهره وری آن با شاخه‌های متنوع از رفاه اجتماعی تا اقتدار ملی را در بر می گیرد.
در جهان امروز تجارت دارای دو وجه داخلی و خارجی است و تجارت خارجی نیز دارای دو وجه صادرات و واردات است. از دید یک اقتصاددان، یک بازار، شامل تمام خریداران و فروشندگانى است که در حال داد و ستد کالاها یا خدمات خاصى هستند. از نظر یک بازاریاب بازار مجموعه تمام خریداران بالقوه و واقعى است که براى یک کالا وجود دارد. و از نظر یک سیاستمدار، بازار محلی برای تامین آرامش جامعه و حفظ تعادل قوا است. تمام جلوه های تجارت از ساده ترین سطح تا پیچیده ترین حالت آن بر مقولاتی همچون خریداران و فروشندگان و تولید کنندگان متمرکز خواهد بود که تحقق کاهش قیمت تمام شده و افزایش بهره وری تنها و تنها میتواند بر پایه تسهیل فرایندهای میان عناصر بازار و تجارت متکی باشد.
تسهیل تجارت در بخش صادرات که به افزایش صادرات کشور می انجامد، بالتبع موجب افزایش در تولید داخلی و حمایت از نیروی کار و سرمایه کشور می‌شود ؛ این امر علاوه بر آنکه به استفاده از ظرفیت‌های خالی تولید کشور می‌انجامد، نیروی کار و سرمایه جدید را نیز مورد استفاده قرار می‌دهد، البته ممکن است در مواردی نیز به افزایش واردات در قالب سرمایه‌گذاری خارجی و یا واردات برخی کالاها برای انجام تولید داخلی نیز بینجامد.
ایجاد تسهیلات لازم برای افزایش تجارت کشور موجب توانمندسازی بخش تجاری و بازرگانی می‌شود. توانمندسازی تجاری با شاخصی تحت این عنوان اندازه‌گیری می‌شود. در صورتی که مقدار این شاخص افزایش (کاهش) یابد، به ‌مفهوم بهبود (سختی) در شرایط توسعه تجارت است. در اینجا باید این نکته را متذکر شد که به منظور حفظ و ارتقای شاخص توانمندسازی تجاری در شرایط فعلی که کشور تحت فشارهای کشورهای غربی قرار دارد، ضروری است راه حل مناسبی برای برون‌رفت از این شرایط اتخاذ گردد تا با افزایش صادرات و کاهش هزینه تمام شده کالاهای وارداتی از فرار سرمایه ها نیز جلوگیری به عمل آید. در کل، تسهیل تجاری از آن جهت حائز اهمیت است که به کشور ها برای حفظ جایگاه و ارتقای رقابت پذیری تجارت شان کمک می کند و این ایفای نقش به دلیل این است که اجرای سیاست های تسهیل تجاری نتایج بی‌شماری را به دنبال خواهد داشت.
مطالعات انجام شده نشان می دهد هزینه تسهیل تجاری بخصوص استانداردسازی اسناد و فرایند های تجاری، تنها بین 4 تا 7 درصد کالا های مبادله شده است. همچنین نتایج تحقیقی که به وسیله سازمان همکاری های اقتصادی آسیا و اقیانوسیه انجام شد، نشان می دهد عایدات حاصل از اجرای یک نظام تسهیل تجاری اثر بخش، 26/0 درصد تولید ناخالص داخلی اعضای سازمان یعنی رقمی در حدود 45 میلیارد دلار است. تسهیل تجاری از طریق بهبود جریان تجارت با سرعت بخشیدن به فرایند های اظهار و ترخیص کالاها، جاذبه های سرمایه گذاری در کشور ها را افزایش می دهد و به کاهش هزینه های تبادلات تجاری و بهبود رقابت پذیری کمک می کند. بر اساس مطالعات انجام شده به وسیله واکتهورست و یاسوئی، در سال 2003، تخمین زده می شود که یک درصد کاهش در هزینه مبادلات تجاری از طریق روش های تسهیل تجاری، بالغ بر 40 میلیارد دلار صرفه جویی در ابعاد جهانی ایجاد خواهد کرد. همچنین مطالعات انجام شده نشان می دهد اثر قابل ملاحظه ای تسهیل تجاری بر رشد سرانه تولید ناخالص داخلی در کشورهایی است که موفق به اجرای تسهیل تجاری شده اند. در جدول 1-1 تغییرات ایجاد شده در تولید ناخالص داخلی سرانه تعدادی از این کشور ها نشان داده شده است (کرمی، 1390: 37).

جدول شماره 1-1: تاثیر انجام تسهیل تجاری بر رشد سرانه تولید ناخالص داخلی

کشور
تغییر در تولید سرانه ناخالص داخلی
استرالیا
3. 91
کانادا
3. 38
شیلی
5. 03
چین
6. 78
کره
4. 7
مالزی
2. 76
مکزیک
6. 69
جدول 1-1: تاثیر تسهیل تجاری بر رشد سرانه تولید ناخالص داخلی (ادامه)
کشور

سایت های دیگر :

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...