بین مؤلفه های استرس رویدادهای زندگی(استرس،اضطراب وافسردگی)دربیماران مبتلابه ام اس باتوجه به نوع تیپ شخصیتی آن ها تفاوت معنی داری درسطح p<0/01 مشاهده می شود.
واژه های کلیدی:استرس،بیماری ام اس،تیپ شخصیتی
1-1 مقدمه  پژوهش
 یکی از معضلات اساسی که درطی چنددهه اخیر وباروی آوردن تدریجی جوامع به سمت زندگی به سبک مدرن، گریبان گیر جوامع بشری شده است پدیده استرس می باشد.زندگی هرگز بدون فشارواسترس نیست و انسان ازبدوتولد تاپایان عمربا مشکلات فراوانی روبه رواست، که به طورروزمره باتغییرات کمی وکیفی وبه گونه های خاص خود ودرمراحل مختلف،زندگی انسان راتحت تاثیر قرارمی دهند.استرس عبارت است از «مجموعه واکنشهای عمومی انسان نسبت به عوامل ناسازگاروپیش بینی نشده داخلی وخارجی،بدان گونه که هرگاه تعادل وسازگاری فردبه علت عوامل خارجی وداخلی ازمیان برود،استرس پدید می آید. »(افروز و صالح ، 1387) وقتی درحال استرس هستیم،بدن تعدادزیادی تغییرات فیزیولو‍‍‍‍ژیک کوچک وبزرگ تحمل می کند.مهمترین این تغییرات،که می تواند مقاومت بدن درمقابل بیماریهاراتضعیف کند،آنهایی است که به وسیله دستگاه عصبی خودکار(سمپاتیک وپاراسمپاتیک)تنظیم می شود.
مولتیپل اسکلروزیس1یک بیماری وابسته به سیستم ایمنی باعلل ناشناخته است ویکی ازمهمترین بیماری های ناتوان کننده نورولوژیک دربالغین، خصوصا جوانان، است.شایعترین زمان ابتلا،سالهایی است که درآن فرد بیشترین مسئولیت های خانوادگی واجتماعی رابرعهده داردودرواقع درسنین باروری است.درنتیجه این بیماری به نیروهای مولدجامعه آسیب رسانده واین ضایعه متوجه کل افرادی است که دراجتماع زندگی می کنند وبه عبارت دیگر زندگی خانوادگی،شرایط اقتصادی وارتباطات اجتماعی بیماران به دلیل درگیرشدن دراین بیماری تحت تا ثیروا قع می شود.
 
.حدود20%افرادمبتلابه ام اس،شکل خوش خیم1 این بیماری رادارند که دراین صورت بعدازاولین حمله، نشانه های آنان کم تربوده، پیشرفت نمی کنند.تعداداندکی ازافرادنیزشکل بدخیم2 ام اس رادارندکه درنهایت به کاهش تدریجی وبدون وقفه توانایی هامنجر می شودودرنهایت دردوره کوتاهی ناتوانی شدید یاحتی مرگ فرد را از پا درمی آورد. ام-اس به جهت ماهیت اثرگذاری روی توانمندی­های حسی-حرکتی، ادراکی – شناختی و نیز روانی اجتماعی، می تواند روی بسیاری از حیطه­های عملکردی مبتلایان تاثیر داشته باشد.درطول سالیان طولانی،روانشناسان برای طبقه بندی شخصیت ها به انواع تیپ ها،روش های بسیاری رامطرح کرده اند.یکی از متداولترین طبقه بندی هایی که روان شناسان برای شخصیت بکار می برند تیپ های شخصیتیی A و B است .افراد تیپ A  با الگوی رفتاری ویژه از قبیل تکلم سریع، رقابت جویی، بی حوصلگی، سخت کوشی، پرخاشگری، خشونت، احساس کمبود وقت شدید و انجام همزمان چند کار مشخص می شوندو در مقابل تیپ شخصیتی B، سهل گیر، محتاط ، حساس به کیفیت زندگی ، همرنگ با جماعت، پای بند به قواعد و مقررات در حالی که تیپ A به استقبال خطر می روند و به پیامدهای آن بی اعتنا هستند.رفتار تیپ A با موفقیت های اجتماعی – ا قتصادی در ارتباط است به طوری که هرچه درآمد اشخاص بیشتر می شود رفتار تیپ A تشدید می گردد. فرید من(2006) در تحقیقاتی که در زمینه ی سلامت روان و، ویژگی های شخصیتی انجام داد بیان داشت که مجموعه صفات تیپ های شخصیتی A و B با بیماری های جسمی و روانی در ارتباط است. مثلا احتمال ابتلا به بیماریهای کرونر قلبی در تیپ A بیشتر از تیپ B می باشد.
 
اصل تفاوت های فردی بیانگر آن است که نه تنها در تجارب خود از حوادث زندگی بلکه از میزان آسیب پذیری در برابر حوادث نیز با هم متفاوت اند. این تفاوت ها علاوه بر آنکه امکان دارد از تفاوت سطح دانش، نگرش و نظام ارزشی آنها متاثر باشد از رابطه ی متفاوت هر یک سرچشمه می گیرد.تیپ شخصیتی افراد دررفتار و نوع گرایش های آنان و میزان تحمل استرس ها و سلامت روان آنها تاثیر دارد. به طوری که بعضی از آنان به تغییرات تدریجی و بعضی به تغییرات تحولی گرایش دارند. همچنین وجود مشکلات شخصیتی و روانی می تواند تاثیر قابل توجهی بر انگیزه ها، عملکردها و. کارکنان داشته باشد.

1-2  بیان مسئله
بدون تردید، درتاریخ تمدن بشری، مهمترین جستجوی انسان، تلاش برای شناخت واقعیت خودش بوده است. توسعه علوم مختلف انسان شناسی و ناگزیر هستی-شناسی، نتیجه همین کنکاش بی پایان و بی انجام بوده و هست. حتّی میتوان پذیرفت پیشرفت بسیاری از علوم دیگر نیز، مستقیم یا غیرمستقیم وابسته به میزان توفیق آدمی در درک بهتر ساختار حیرت انگیز 

ادامه خواندن

سایت های دیگر :